عبدالله مستوفى
105
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
بدبخت مصارف تهيه شده است ، در صورتى كه تمام عايدات دولتى ما به انضمام تفاوت تعرفهء جديد گمركى ، هر قدر درست جمعآورى ، و راههاى تقلب بسته و در جيبهاى شخصى با قاطمهء دولا بخيهء دو رويه زده شود ، منتهى به بيست ميليون بالغ خواهد گرديد ، بنابراين سالى پنجاه ميليون كسر دخل موجود است كه چالهء آن بايد باستقراض پر شود و بيست سال كاملا كفايت خواهد كرد كه ديون عمومى اين مملكت به هزار ميليون بالغ ، و سالى صد ميليون از بابت اصل و فرع آن بر هفتاد ميليون مصارف جارى مملكتى افزوده گردد . درست بخاطر داشته باشيد كه ما از تجملات ادارى و زيادهرويها ، و ولخرجىهاى عمدى كه آقايان انگليسى براى سنگين كردن بار ، بخرج اين ملت فقير به خود و شما و امثال شما اجازه خواهند داد ، و از عطايا و اقطاعات و گذشتهاى بىمحل و موردى كه در سنوات اوليه دربارهء متنفذين و كارچاقكنهاى خود معمول خواهند داشت ، و از مصارف برادركشى ايرانيها كه در تحت عنوان انتظامات داخلى به عمل خواهد آمد ، صرفنظر كرده ، و از بابت كسر دخل راهآهن كه منافع آن با فرع صدى هفت مكافئه نمىكند ، و تفاوت تسعير ليره كه از قرار نوزده قران ميگيريم ، و در شش تومان بايد پس بدهيم چيزى بقلم نياورده ، سهل است حساب اصل و فرع همين سالى پنجاه ميليون كسر دخل ساليانه را كه خود نيز در مدت بيست سال فرع و استهلاكى دارد نكردهايم . بر فرض اينكه حساب هفتاد ميليون مصارف ساليانه تقريبى داشته باشد ، هرگاه اين مصارف از قلم افتاده را هم در نظر بگيريم ، خواهيم ديد سالى پنجاه ميليون تومان ، حداقل كسر دخل دولت و در بيست سال هزار ميليون تومان حداقل ديون عمومى اين مملكت است . باقى ماند يك مطلب كه چرا اين پنجاه ميليون كسر را از همان سال اول ، بر مردم تحميل نكرده ، ميگذارند بيست سال بگذرد و مملكت هزار ميليون مقروض و كسر دخل ساليانه از پنجاه ميليون به يك صد و پنجاه ميليون برسد ؟ پلتيك استعمار اقتضا دارد كه اولا در سنوات اوليه بر ماليات نيفزوده مردم را از خود نرهانند . ثانيا اگر بنا شود ايران از همان سال اول با درآمد خود خود را اداره كند چون بارش سبك است ، هميشه بفكر آزادى خود از بار گران استيلا و استعمار انگليس خواهد بود . اين است كه تا بار اين مملكت بقدرى سنگين نشده باشد كه اهالى بتوانند خود را خلاص نمايند ، كيسهء انگليسها شل بوده ، و ماليات جديدى تحميل نخواهد شد ، بهر اندازه كه عجز ما از سنگينى بار بيشتر خودنمائى كند ، به همان اندازه در كيسهء آنها محكم ، و بر مالياتها افزوده خواهد گشت ، و هرقدر بر ماليات بيفزايند ، همانقدر خرج را زياد ميكنند كه هميشه كسر دخل از خرج و استهلاك ديون عمومى ، بقدرى باشد كه ايرانيها هوس مراجعه به حساب را هم نكنند ، تا چه رسد باينكه به خيال توافق جمع و خرج و خلاصى از زير بار دين بيفتند . 2 - ماليات - بموجب حسابى كه در فوق كرديم ، حداقل مخارج ساليانهء مملكتى ايران و استهلاك اصل و فرع ديون عمومى آن ، يكصد و هفتاد ميليون الى دويست ميليون است كه در بيست و پنجسال ديگر ، چون هم پنجهء دولت انگليس كاملا به رگ و ريشهء اين